ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

روزشمار ماه جمادی الاولی

روز شمار ماه جمادى الاولى

 در اين ماه تنها روزهاى 5،6،10،13،15،25،27،29 مقارن وقايع مهمى از تاريخ است .
ولادت حضرت زينب (عليها السلام ) خبر خوش اين ماه است . جنگ موته ، جنگ جمل دو اتفاق مهم اين ماه است .

شهادت حضرت زهرا (عليها السلام ) و تحويل پيراهن امام حسين (عليه السلام ) به حضرت زينب (عليها السلام ) دو واقعه جانسوز اين ماه است . وفات جناب عبدالمطلب (عليه السلام )، وفات محمد بن عثمان عمرى نيز از حوادث اين ماه است ، و مرگ معاويه پسر يزيد پايان دهنده حكومت بنى اميه است .



5 جمادى الاولى
1. ولادت حضرت زينب (عليها السلام )

ولادت با سعادت حضرت زينب (عليها السلام ) در مدينه طيبه در سال پنجم يا ششم هجرى در اين روز واقع شده است (283). اقوال ديگر در ولادت آن حضرت (284) عبارت است از 5 جمادى الاولى سال 6 ه‍ اوايل شعبان سال 6 ه‍، ماه رمضان سال 6 ه‍ دهه آخر ربيع الثانى در سال 5 يا 6 يا 7 ه‍.
پدر بزرگوار آن حضرت امير المؤ منين (عليه السلام )، و مادر گرامى اش ‍ حضرت صديقه طاهره (عليها السلام ) است . همسر آن حضرت جناب عبد الله بن جعفر بن ابى طالب (عليهم السلام )، و فرزندان آن حضرت ، على ، عون ، عباس ، محمد و ام كلثوم هستند كه عون و محمد در كربلا شهيد شدند.
كنيه آن مخدره ام كلثوم ، ام عبدالله و ام الحسن است ، ولى كنيه هاى خاص ‍ حضرت ام المصائب ، ام الرزايا و ام النوائب است.
القاب آن مخدره بسيار است ، و از آن جمله : عقيله بنى هشام ، عقليه الطالبيين ، صدقه صغرى (اشاره به مادرش كه صديقه كبرى است و پدرش ‍ كه صديقه اكبر است )، عصمت صغرى ، وليه الله ، الراضيه بالقدر و القضاء، صابره البلوى من غير جزع و لا شكوى ، امينه الله ، عالمه غير معلمه ، فهمه غير مفهمه ، محبوبه المصطفى (صلى الله عليه و آله )، ثانيه الزهرا (عليها السلام )، الشريفه (285).
از نسل على فرزند حضرت زينب (عليها السلام ) كه معروف به زينبى است فرزندان زيادى به دنيا آمده اند، كه سيوطى رساله زينبيه را در باره تاءليف كرده است (286).
ماجراى ولادت حضرت
هنگام ولادت آن حضرت ، پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در سفر بودند. امير المؤ منين (عليه السلام ) براى نامگذارى اين مولود فرمودند: ((بر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در سفر بودند. امير المؤ منين (عليه السلام ) براى نامگذاى اين مولود فرمودند: ((بر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) سبقت نمى گيرم )). تا آنكه حضرت آمدند و منتظر وحى شدند. جبرئيل نازل شد و عرض كرد: خداوند سلام مى رساند و مى فرمايد: ((اين دختر را زينب نام بگذار، چه اينكه نام را در لوح محفوظ نوشته ايم )).
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) حضرت زينب (عليها السلام ) را طلب كرده بوسيدند و فرمودند: ((وصيت مى كنم به حاضرين و غايبين كه اين دختر را به خاطر من پاس بداريد، كه همانا وى به خديجه كبرى (عليها السلام ) مانند است )). سكينه و وقار آن حضرت را به خديجه كبرى (عليها السلام ) و عصمت و حيائش را به فاطمه زهرا (عليها السلام ) و فصاحت و بلاغتش را به على مرتضى (عليه السلام ) و حلم و بردباريش را به حسن مجتبى (عليه السلام ) و شجاعت و قوت قلبش را به حضرت سيد الشهداء (عليه السلام ) همانند نموده اند.
ابن حجر در اصابه و ابن اثير در اسد الغابه در حالات آن حضرت نوشته اند: در مجلس يزيد لعنت الله عليه حضرت زينب (عليها السلام ) كلماتى فرمودند كه دلالت بر قوت قلب آن حضرت دارد. آن حضرت در كرم و بصيرت و حلم مشهور خاندان بنى هاشم و عرب بوده ، و بين جمال و جلال ، سيرت و صورت و اخلاق و فضيلت جمع كرد. شبها در عبادت بود و روزها روزه ، و او به اهل تقوى معروف بود(287).

 
6 جمادى الاولى
1. جنگ موته

در سال هفتم هجرت در چنين رزى جنگ موته به وقوع پيوست . تعداد مسلمين در اين جنگ سه هزار نفر و تعداد كفار صد هزار نفر بود.
اين جنگ از آنجا آغاز شد كه حارث بن امير ازدى كه حامل نامه اى از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) به قيصر روم بود، در زمينهاى موته به دستور شرحبيل بن عمرو سردار لشكر روم دستگير شد و دستهاى او را بستند و گردنش را زدند. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) از شنيدن اين خبر بسيار ناراحت شدند و لشكرى به موته روانه فرمودند.
در اين جنگ پيامبر (صلى الله عليه و آله ) و امير المؤ منين (عليه السلام ) حضور نداشتند و آن حضرت سه امير به تربيت بر لشكر قرار دادند و فرمودند: ((هر يك شهيد شدند ديگرى امير لشكر باشد. جعفر بن ابى طالب ، زيد بن حارثه ، عبد الله بن رواحه )).
شهادت سه فرمانده
هر سه اين بزرگواران شهيد شدند. اول جناب جعفر به ميدان آمد و بعد از مبارزه دليرانه اى دو دست آن حضرت را قطع كردند، و با اينكه جراحتهاى زيادى بر بدن جناب جعفر وارد شده بود، اما بواسطه هيبت و شجاعهاى آن حضرت در ميدان ، كسى جراءت جدا كردن سر آن حضرت را نمى كرد. لذا دشمن دفعه حمله كرد و بدن آن حضرت را با نيزه از زمين بلند كردند. در همان لحظه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در مدينه بر فراز منبر تشريف داشتند و ماجرا را براى مردم بيان مى فرمودند. ناگهان صورت مبارك را به طرف آسمان بلند كردند و در حق جعفر دعا فرمودند. خداوند دو بال به آن بزرگوار عنايت فرمود كه با ملائكه در بهشت پرواز مى كند.
پس از شهادت هر سه امير تعيين شده از طرف پيامبر (صلى الله عليه و آله )، را در يك قبر دفن كردند. از خبر شهادت جناب جعفر، پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بسيار گريستند و دستور دادند تا سه روز غذا به منزل جعفر ببرند.
سوابق جعفر
اولين مردى كه بعد از على (عليه السلام ) به امر جناب ابو طالب (عليه السلام ) پشت سر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نماز خواند، جناب جعفر بود. او از برادرش امير المؤ منين (عليه السلام ) ده سال بزرگتر بود.
در حبشه هنگامى كه عمرو عاص و ديگران قصد داشتند نجاشى را راضى كنند كه جعفر و همراهانش را تحويل دهد، او آياتى از كتاب الهى تلاوت نمود كه نجاشى و اطرافيانش گريستند. عمرو عاص چندين بار خواست جعفر و مسلمانان را نزد نجاشى افرادى نادرست جلوه دهد ولى نتيجه بر عكس شد و احترام آنها نيز نزد نجاشى بيشتر شد، مخصوصا زمانى كه آيات در رابطه با حضرت عيسى (عليه السلام ) قرائت شد.
آخر الامر عمرو عاص غذايى مسموم تهيه كرد و براى جعفر فرستاد كه آن حضرت را شهيد كند، ولى گربه اى آمد و از آن غذا مختصرى خورد و بقيه غذا ريخت و آن گربه هم مرد، و توطئه عمرو عاص فاش شد.
در روز فتح خيبر، جعفر به همراه همسرش و ديگر مسلمانان به مدينه آمدند، و پيامبر (صلى الله عليه و آله ) از آمدن آنان بسيار خوشحال شدند و فرمودند: ((نمى دانم به كدام خوشحال تر باشم : به فتح خيبر يا به آمدن جعفر(288)))؟!

 


10 جمادى الاولى
1. جنگ جمل

در سال 36 ه‍ در چنين روزى ، جنگ جمل اتفاق افتاد(289) و بصره فتح شد و نزول نصر از خداوند كريم بر امير المؤ منين (عليه السلام ) واقع شد(290). كفعمى (رحمه الله ) 15 اين ماه را روز جنگ جمل مى داند(291).
ابتداى اين واقعه از آنجا شروع شد كه بعد از بيعت مردم با امير المؤ منين (عليه السلام )، طلحه و زبير به بهانه عمره از مدينه خارج شدند و به عايشه پيوستند. عبد الله بن عامر كه قبلا عامل عثمان در بصره بود و از طرف امير المؤ منين (عليه السلام ) عزل شده بود، به مكه آمد و شترى كه دويست دينار خريده بود براى عايشه آورد و به طرف بصره حركت كردند تا به اين شهر رسيدند. پس از ورود، به خانه عثمان بن حنيف عامل امير المؤ منين (عليه السلام ) ريختند و او را اسير كردند و بسيار كتك زدند.
امير المؤ منين (عليه السلام ) براى مقابله با آنها به طرف بصره حركت فرمودند. در اين جنگ همراه امير المؤ منين (عليه السلام )، امام حسن و امام حسين (عليه السلام )، و همچنين محمد حنفيه و عبد الله بن جعفر و اولاد عقيل و عده اى از جوانان بنى هاشم همراه با عمار و ابوايوب انصارى و عده اى از مهاجر و انصار بودند. 80 نفر از اصحاب بدر، 250 نفر از كسانى كه با پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در بيعت شجره شركت كرده بودند و 1500 نفر از ساير اصحاب پيامبر (صلى الله عليه و آله ) شركت كردند(292).
مسلم مجاشعى را همراه با قرآنى فرستادند كه بصريان را به حكم قرآن بخواند، ولى آنها مسلم را هدف تير ساختند و شهيد كردند. بعد از موعظه هاى عمار و فرمايشات امير المؤ منين (عليه السلام )، در دهم جمادى الاولى جنگى را كه عايشه شروع كرده بود ادامه دادند و امير المؤ منين (عليه السلام )، در دهم جمادى الاولى جنگى را كه عايشه شروع كرده بود ادامه دادند و امير المؤ منين (عليه السلام ) در مقام مقابله با آنها بر آمدند. در اين جنگ از لشكر امير المؤ منين كه 20 هزار مرد جنگى بودند پنج هزار نفر شهيد شدند، و از لشكر عايشه كه 30 هزار نفر بودند 13000 نفر كشته شدند(293).
آخر الامر كه پيروزى نصيب لشكر امير المؤ منين (عليه السلام ) شد، حضرت كنار هودج عايشه آمدند و فرمودند: ((اى حميرا، پيامبر تو را امر كرده بود كه به جنگ من بيرون آيى ؟ آيا تو را امر نفرمود كه در خانه خود بنشينى و بيرون نيايى ؟ بخدا سوگند، انصاف ندادند آنانكه زنهاى خود را پشت پنهان داشتند و تو را بيرون آوردند)). محمد بن ابى بكر خواهرش را از هودج بيرون كشيد. امير المؤ منين دستور داد او را به خانه صفيه دختر حارث بن ابى طلحه ببرند و بعد او را به مكه از مكه به مدينه فرستاد. در اين جنگ زيد بن صوحان كه از بزرگان لشكر و شيعيان امير المؤ منين (عليه السلام ) بود شهيد شد و آن حضرت بالاى سرش آمده فرمودند: ((اى زيد، خدا رحمتت كند كه تعلقات دنيوى تو اندك بود، و امداد تو در دين بسيار بود)).
2. تحويل پيراهن امام حسين (عليه السلام ) به حضرت زينب (عليها السلام )
در اين روز حضرت زهرا (عليها السلام ) پيراهن ابراهيم خليل الرحمن (عليه السلام ) را به زينب كبرى (عليها السلام ) دادند و فرمودند: ((هنگامى كه برادرت حسين (عليه السلام ) اين پيراهن را از تو خواست ، بدانكه ساعتى بيشتر مهمان تو نيست ، و سپس به بدترين حالات به دست اولاد زنا كشته مى شود)).
اين برنامه سه روز قبل از شهادت حضرت زهرا (عليها السلام ) بود(294).

 


13 جمادى الاولى
1. شهادت حضرت زهرا (عليها السلام )

شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت امام الائمه النجباء صديقه كبرى فاطمه زهرا (عليها السلام ) در مدينه 75 روز پس از رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) واقع شده است (295). اقوال ديگر درباره شهادت حضرت در سوم جمادى الثانيه خواهد آمد.
در شب چهاردهم ، امير المؤ منين (عليه السلام ) به همراه جمعى قليل از گلهاى سر سبد اصحاب ، بدن مطهر صديقه كبرى (عليها السلام ) را به خاك سپردند.
به سند صحيح از حضرت صادق (عليه السلام ) روايت شده است كه حضرت فاطمه (عليها السلام )، 75 روز بعد از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) زنده بود. بنابر مشهور كه وفات آن حضرت در 28 صفر باشد، شهادت حضرت صديقه (عليها السلام ) در 13 يا 14 يا 15 جمادى الاولى مى شود در اين سه روز زيارت آن حضرت مناسب است (296).

 
27 جمادى الاولى
1. وفات جناب عبد المطلب (عليه السلام )
(297)
در هشتمين سال ولادت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) حضرت عبد المطلب از دنيا رفت (298). لازم به ذكر است كه بنابر فرمايش علامه مجلسى در مرآه العقول ، 8 سال و 2 ماه و 10 روز از سن مبارك رسول الله (صلى الله عليه و آله ) گذشته بود كه عبد المطلب (عليه السلام ) از دنيا رفت ، اگر سال قمرى باشد روز رحلت 27 جمادى الاولى است و اگر مراد سال شمسى باشد تقريبا 27 شعبان مى شود(299). قول ديگر در وفات آن حضرت روز دهم ربيع الاول است .

 


29 جمادى الاولى
1. وفات محمد بن عثمان عمرى

وفات دومين نائب خاص امام عصر صلوات الله عليه ، جناب ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى (رحمه الله ) در چنين روزى واقع شده است (300 ).

 

 

 

 

سمینارها و همایش ها

پایگاه اطلاع رسانی کنفرانس ها، همایش ها، سمینار ها، نمایشگاه ها و کارگاه های آموزشی

 

 

 

تلفن های تماس دانشگاه

معاونت آموزش (آقای عسگری): 37833301-025

واحد آموزش (خانم ها صابری و رفیقی): 37833302-025

کد پستی : 3715653347

نمابر:37838811-025